ننوشتنم از لال بودن نیست. نه که حرفم نیاد. نه که نخوام چیزی بگم. نه که عشق و عادت ده سالهم رو کنار گذاشته باشم.
دیدین تا اتفاقی میفته تو خاورمیانه، همه جار میزنند «تقصیر آمریکاااااس خووووو»، یا تا تو غرب تقی به توقی میخوره سیاستمدارا میریزن تو تلویزیون و یه جوری قضیه رو ربطش میدند به خاورمیانه؟
همین حس رو، در مورد نوشتن، به بلاگفا دارم. خیلی مجلسی ترکید. خیلی شیک قسمت اعظمی از خاطرات و نوشتهها و قالب اختصاصیئی که خودم نوشته بودم و کلی خواننده ثابت و هفت سال خاطره رو که ازمون گرفت هیچی، تهشم جواب داد «تقصیر اون شرکته تو آمریکاست که هاردهای ما رو تعمیر نکرد».
این که کلا این وضعیت پیشبینی نشده بود تقصیر بلاگفاست.
این که بکآپها فقط روی دو هارد مستقر بودن، تقصیر بلاگفاست.
این که سرورهای سایت رو تماما خارج از کشور سوار کردن، جایی که شخص ادمین دستش به هیچجا بند نیست، تقصیر بلاگفاست.
این که من الآن اینجا باید احساس غریبی کنم و غر بزنم، تقصیر بلاگفاست.
این که این روزها حس و حال نوشتن ندارم زیاد، تقصیر بلاگفاست.
این که قراره لال بمیرم، تقصیر بلاگفاست.
دارم به خوانندههای ثابتم، با رنج و مشقتی بس فراوان، آدرس اینجا رو میدم. جمع میشیم باز. از چرتنوشتههای ذهن شلوغ من، مطلع میشید باز.
+ اگه من بدقول بشم هم، تقصیر بلاگفاست.